در صورت هر گونه سوال یا نیاز به پشتیبانی لطفا با این شماره تماس حاصل فرمایید: ۴۴۹۴۵-۰۱۳

زندگینامه محمد بن موسی خوارزمی
ابوجعفر محمد بن موسای خوارزمی ریاضیدان، ستارهشناس، فیلسوف، جغرافیدان و مورخ شهیر ایرانی در دوره عباسیان است. وی در حدود سال ۷۸۰ میلادی (قبل از ۱۸۵ قمری) در خوارزم (ازبکستان کنونی) زاده شد. ابن ندیم و قفطی اصالت او را از خوارزم می دانند. لقب وی معمولاً اشاره به شهر خوارزم دارد که همان خیوه کنونی واقع در جنوب دریاچه آرال مرکزی و بخشی از جمهوری ازبکستان است.
شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات، بهویژه در رشته جبر، انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان سدههای میانه مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشتهاند و وی را «پدر جبر» نامیدهاند. جرج سارتن، مورخ مشهور علم، در طبقهبندی سدهای کتاب خود مقدمهای بر تاریخ علم سده نهم هجری قمری را «عصر خوارزمی» مینامد.
خوارزمی ریاضیدان بنام قرون وسطی است که حاصل تحقیقات و تألیفات او هنوز مورد استفاده میباشد و کتاب جبر و مقابله او را بسیاری از مترجمان مشهور قرون وسطی ترجمه کردهاند. بیشترین چیرهدستی وی در حل معادلههای خطی و درجه دوم بودهاست. کتاب Algoritmi de numero Indorum که ترجمه کتاب جمع و تفریق با عددهای هندی او به لاتین است باعث شد تا دستگاه عددی در اروپا از عددنویسی رومی به عددنویسی هندی-عربی تغییر یابد؛ چیزی که هنوز نیز در اروپا و دیگر نقاط جهان فراگیر است.
واژه جبر را اروپائیان بطور کلی از کتاب خوارزمی و اصطلاح امروزی الگوریتم (Algorithmus) از نام خوارزمی گرفته شده است. به هنگام خلافت مامون، وی عضو دارالحکمه که مجمعی از ان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید. خوارزمی کارهای دیوفانت را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت.
پایه گذاری علم جبر و مقابله
محمد بن موسی خوارزمی در قرن سوم هجری، علمی را برای نخستین بار صورتبندی و تدوین کرد که خود آنرا «الجبر و المقابله» نامید، علمی که تمام شرایط یک دانش واقعی را داشت، یعنی همان که اروپاییان از آن به «ساینس» تعبیر میکنند. این ریاضی دان توانست با این دانش تمام معادلات درجه دوم زمان خود راحل و راه را برای حل معادلات درجه بالاتر هموار کند.
”یک موضوع تاریخی را امروزه نمیتوان انکار کرد و آن این است که محمد بن موسی خوارزمی، معلم واقعی ملل اروپایی جدید در علم جبر بوده است“
—آریستید مار پژوهشگر برجستهٔ فرانسوی
بر اساس الواح بابلی و آثار برجایمانده از محاسبهگران هندی در عهد باستان، مردمان بابل و هند به حل حالات خاصی از معادلات درجه دوم موفق شده بودند، اما آنها راه حلهای خود را فقط به صورت دستور ارائه کردند؛ یعنی این راه حلها، که برای رفع نیازهای زندگی روزمرة آنان ارائه شده بودند و نه به منظور گسترش دانش ریاضی، فاقد براهین علمی بودند. ابتکار خوارزمی در آن است که وی نخست همة معادلات درجه دوم شناختهشدة زمانش را بررسی میکند؛ در مرحلة دوم روش حل هریک از آنها را ارائه میدهد؛ سرانجام در مرحلة سوم، این روشها را با کمک علم هندسه اثبات میکند؛ مؤلفههایی که درمجموع علم جدیدی به نام «جبر» را تشکیل میدهند.
این علم، که از طریق ترجمههای لاتینی کتاب خوارزمی در قرون وسطی به اروپا راه یافت، هم در قرون وسطی و هم در عصر رنسانس تحول بزرگی در علم ریاضیات را موجب شد، چنانکه در قرن شانزدهم میلادی نیکولو تارتالیا و کاردان ، ریاضیدانان ایتالیایی که با ترجمة لاتینی جبر و مقابله، آشنا بودند روش این ریاضیدان ایرانی را برای حل معادلة درجه سوم تعمیم دادند و بدینترتیب گام دیگری در گسترش ریاضیات برداشتند.
خوارزمی کارهای دیوفانتوس را در رشته جبر را دنبال کرد و به بسط آن پرداخت با توجه به این ابداع بزرگ ثابت کردند که علم نژاد و فرهنگ نمیشناسد و محصول ذهن انسانهای متفکری است که در این عرصه تلاش میکنند. این علم از طریق کتاب وی «المختصر فی حساب الجبر و المقابله» در جهان اسلام شهرت یافت و ریاضیدانان بعد از خود را بشدت تحت تاثیر قرار داد که در سده ۱۲ میلادی به لاتین ترجمه شد.
خوارزمی نخست عدد را به صورت ترکیبی از واحدها توصیف میکند، سپس اصطلاحاتی را که در علم جبر به کارمیروند را تعریف میکند. این اصطلاحات عبارتند از «شیئ»، «مال»، «عدد» یا «درهم». سپس به تقسیم بندی معادلاتی میپردازد که از ترکیبهای مختلف این اصطلاحات با یکدیگر ایجاد میشوند. به این ترتیب شش دسته معادله از درجات اول و دوم بدست میآید.
نجوم
یکی از کارهای مهم خوارزمی را باید در تلفیق علوم یونانی و هندی دانست. کاری که در جهان اسلام برای نخستین بار توسط وی صورت گرفت و با نظر به اینکه سرزمین ایران و جهان اسلام به شکل حلقه پیوند دهندهای میان شرق و غرب عالم و دنیاهای اروپاییان و هندیان در میانه ایستاده بوده و با فواصل بعید و شرایط سخت و ناهموار که برای جابجایی انسانها و به تبع آن انتقال فرهنگها و دانشها وجود داشت، هر زمان اهمیت این خدمت بزرگ در چنان عصر و زمانی برای بشر امروزی بیشتر نمایان میشود. خوارزمی در سایر رشتههای علوم و مخصوصا نجوم هم کاری جالب و سودمند انجام داد؛ او دو کتاب در اسطرلاب نوشت؛ اطلسی از نقشه آسمان و زمین تهیه کرد؛ و نیز نقشههای جغرافیایی بطلمیوسرا اصلاح کرد.
عنوان کتاب نجومی خوارزمی «زیج السند هند» است. اصل آن به زبان سانسکریت است که توسط یکی از اعضای هیات سیاسی در عصر منصور عباسی به جهان اسلام انتقال یافت.«زیج» به معنی دستهای از جداول نجومی بوده و «السند هند» نیز تحریفی از کلمه سانسکریت «سدهانته» عنوان اصلی کتاب بوده است. این ترجمه مبنای آثار نجومی شد که فزاری و یعقوب بن طارق در اواخر قرن دوم هجری تصنیف کردند. اهمیت این کتاب امروز در این است که نخستین اثر نجومی عربی است که به صورت کامل به دست ما رسیده است. خوارزمی در تهیه زیج خود تنها تابع سند هند یا مجسطی بطلمیوس نبوده و به آثار منجمان ایرانی نیز نظر داشته و مطابق با رای خود مطالب را اختیار کرده است.
مهمترین شخصیت علمی که از زیج خوارزمی فراوان استفاده کرده، همانا ابوریحان بیرونی است که حتی وی کتابی درباره تحلیل علل زیج خوارزمی نوشته است. در سده دهم هجری این زیج توسط مسلمةبن احمد مجریطی تهذیب شد و در سال ۱۱۲۶ م. توسط آدلار آوباث به زبان لاتینی ترجه شد. متخصصان نجوم و ستارهشناسی این بخش را بهتر درک میکنند که جداول خوارزمی علاوه بر «جیب» مشتمل بر «ظل» نیز است. جیب یا جیا در اصل همان وتر است. رساله نجوم خوارزمی در واقع شامل جدول سینوسهاست که اولین بار منجمان هندی در قرن پنجم میلادی وارد ریاضی کردند و همین واژه وتر و جیب و جیا بود که وقتی از زبان عربی وارد ادبیات علمی شد، توسط مترجمان قرون وسطی به زبان لاتینی به «سینوس» ترجمه شد.
ساختار ریاضی و مقادیر بنیادین پارامتر کلیه جدولها در ترجمه لاتین «زیج السند هند» خوارزمی عملاً بررسی شده و براساس اطلاعات ریاضی که بدست آمده میتوان اصل و منشا این جداول را به تحقیق مشخص نمود، یکی از جدولهایی که ساختار ریاضی آن هنوز مشخص نشده، جدول مربوط به «تعدیل زمان» در زیج خوارزمی میباشد.
محمدبن موسی همچنین دو کتاب در اسطرلاب دارد که اسمهایی تقریباً نزدیک به هم دارند: یکی کتاب «عمل الاصطرلاب» درباره چگونگی ساختن اسطرلاب، و دیگری اثر «العمل بالاسطرلاب» در چگونگی به کار بردن و استفاده از این وسیله اندازهگیری نجومی. این دو کتاب مانند بسیاری از کتابهای دیگر در این زمینه باید نوشته شده باشد و اگر هم مطلب تازهای در آنها مطرح شده باشد نمیدانیم چرا که شاید تنها ویژگی مهم این دو اثر و نیز کتاب «الرخامه» خوارزمی که درباره ساعت آفتابی افقی نوشته شده، این باشد که هیچ اثری نه از متن عربی آنها و نه ترجمهای به زبان دیگر باقی نمانده و فقط گهگاه معاصران وی که به اصل کتابها دسترسی داشتهاند، اشاراتی و گریزهایی به کتاب میزنند.
این کتاب بیشتر برای تعیین اوقات نماز نوشته شده که بعدها اساس و پایه محاسبات مثلثات کروی قرار گرفت. خوارزمی مقالهای هم با نام «مقالة فی استخراج تاریخ الیهود و اعیادهم» دارد که با دقت در نام این اثر متوجه میشویم که وی هم از وجه منجم بودن و هم جغرافیادان و مورخ بودنش در تنظیم این مقاله استفاده کرده است. نسخهای خطی از این مقاله در کتابخانه بانکیپور موجود است و میتوان فهمید که این دانشمند فنشناس، تنها در حوزه مطالعات خاور فعال نبوده و نیمنگاهی هم به باختر عالم داشته است، آن هم در حوزهای مثل یهود با آن همه حساسیتهایی که هماره در جهان اسلام نسبت به این قوم و آیین وجود داشته و چنین حرکتی جای تامل بیش از پیش در کار وی و همعصرانش را میطلبد.
تاریخ و جغرافیا
در بخش معرفی آغازین این نوشتار، از محمدبن موسی الخوارزمی المجوسی با عناوین مورخ و جغرافیادان نیز یاد شد که ذکر این موارد بیدلیل نبوده و دلیل آن ارجاع به کتابی تحت عنوان «صورة الارض» است و نیز کتابی نایافته ولی منتسب به خوارزمی تحت نام «التأریخ». جغرافیای خوارزمی با عنوان صورةالارض، تمام آن عبارت از طولها و عرضهای شهرها و محلهای مختلف روی ربع مسکون بود و در هر بخش جاها بر حسب «هفت اقلیم» مرتب شده بود که این تقسیمبندی پیشتر نیز سابقه داشت.
نامهای بسیاری جایها که در کتاب بطلمیوس آمده، در کتاب خوارزمی هم دیده میشود و مختصات ذکر شده بر آنها، گاه یکسان یا بنابر روشی منظم متفاوت است ولی بسیار دور از آن است که ترجمه یا اقتباسی از رساله بطلمیوس بوده باشد و ترتیب نقشهها و کتاب از ریشه متفاوت است. این کتاب را «نالینو» به ایتالیایی ترجمه کرده و او اساس نقشه در دسترس خوارزمی را نقشه دقیق تهیه شده به امر مامون میداند که حتی از نقشههای بطلمیوس دقیقتر بوده است و بعید نیست خود خوارزمی هم جزو دستاندرکاران نقشه اصلی بوده باشد.
به هر حال نقشهای که از متن خوارزمی استخراج میشود از چند لحاظ درستتر از نقشه بطلمیوس است مخصوصا سرزمینهایی که زیر فرمان اسلام قرار داشتند. بهبود عمده آن کوتاه کردن درازی گزاف دریای مدیترانه در نقشههای بطلمیوس است. هر چند گاه اشتباهاتی بیش از بطلمیوس هم دارد. این کتاب شش بخش داشت و شامل مطالب زیر بود:
- فهرست اسامی شهرها
- کوها و مختصات نقاط دو طرف استقرار آنها
- دریاها و مختصات با ذکر نقاط برجسته واقع بر خطهای کرانهای و توصیف اجمالی آنها
- جزیرهها با ذکر مختصات مرکز وطول و عرض آنها
- نقاط مرکزی نواحی جغرافیایی
- رودهابا ذکر نقاط برجسته و شهرهای واقع بر کرانههای آنها
ولی کتاب التاریخ خوارزمی موجود نیست، ولی چند مورخ از او به عنوان «مرجعی معتبر» برای حوادث دوره اسلامی نقل کردهاند. امکان دارد که خوارزمی در آن اثر (همچون معاصرش ابومعشر) علاقهای به این امر بروز داده باشد که تاریخ را همچون وسیلهای برای عملی شدن اصول احکام نجوم مورد تفسیر و تعبیر قرار دهد و حتی ممکن است مثل حمزه اصفهانیها به عنوان مثال در مورد زمان زایش رسولالله بنابر استنتاجات احکام نجومی مستخرج از حوادث زندگی ایشان، به قول خوارزمی استناد و اعتماد کرده باشند.مسعودی مورخ مشهور در مورج الذهب خوارزمی را در زمره مورخان آورده و چند مورخ به آن کتاب استناد کردهاند.
منبع: ویکی پدیا
16 دیدگاه. همین الان خارج شوید
خیلی خوب
چراایرانیهاهمه دانشمندان سرزمینهای دیگرمثل کشورهای آسیای میانه افغانستان،آذربایجان حتی هندوستان و….ازخودقلمدادمیکند،این هویت سازی جعلی به چه معناآیاازخودتاریخ وهویت مستقل ندارند؟
تمامی این دانشمندان در زمان حیات خود ایرانی بودند و در ایران متولد شدند. البته طی گذشت زمان بخش هایی از کشور ایران جدا شدند و کشورهای مستقلی را به وجود آوردند. به عنوان مثال همین خوارزمی را در نظر بگیرید که در دوران عباسی می زیسته. فقط کافیست نقشه ایران در دوره عباسی را جستجو نمایید تا متوجه این امر شوید.
برای اینکه تمامی این دانشمندان زمانی زندگی میکردن که تمام این کشور ها جزعی از ایران بود ،ولی در مورد هندوستان؟؟؟؟؟کدام دانشمند هند بوده که ایرانیان معتقدن مطعلق به کشور اونهاست؟
شما اینقدر… که خوارزم یا خیوه که الان جز ازبکستان است مردمش هنوز فارس زبان هستند ما بی هویت هستیم یا شما که تعصب کورتان کرده و هویت ایرانی خود را قبول ندارید…
میدونی چرا عبدالقدیر نادان ، چون نصف دنیا مال ایران بود و به کل این ناحیه ها ایران میگفتن بدبخت
میدونی چرا نادان ، چون نصف دنیا مال ایران بود و به کل این ناحیه ها ایران میگفتن بدبخت
برادر عزیز جناب عبالقدوس
منظور ایران بزرگ بوده نه ایران فعلی که عوامل متعددی حدود و ثغور آنرا مرزهای فعلی تعیین کرده.
عالییییییییی هست ❤
بد بود نه قرن نه نیمه اش رو نگفت
درود بر شما این بزرگان آنقدر بزرگ هستند که که نه تنها کره زمین جای کوچکی است بلکه در کهکشان ها هم جای نمیگیرند پس ای ملیتها شما هم مثل خوارزمی ها بزرگ شوید
جالب بود ولی اگر بیشتر در مورد خوارزمی گفت شد بود بهتر بود
کی فوت شد؟
تولد وی را از حدود ۱۶۴ هجری قمری تا ۱۸۴ هجری قمری – به اختلاف – ذکر کردهاند و مرگ وی به سال ۲۳۲ هجری قمری قابل اعتمادتر است
اوکیه ولی قرن چی
قرن هشتم میلادی(قرن دوم شمسی)